Image.aspxشیخ على نمازى

شاهرودى

متوفّاى: ۱۳۶۵ ش.

عنوان مقاله: آیت حدیث پژوهى

نویسنده: محمّدعلى رحیمیان

یکى از عالمان بزرگ و فقیهان به نام حوزه علمیه مشهد در قرن چهاردهم هجرى، مرحوم آیت الله حاج شیخ على نمازى شاهرودى، فرزند عالم ربّانى، مرحوم آیت الله حاج شیخ محمّد نمازى شاهرودى است.

ولادت

وى در سال ۱۳۳۳ هـ .ق. / ۱۲۹۴ هـ .ش.) در شاهرود دیده به جهان گشود.

خاندان

پدر ایشان عالم ربّانى و فقیه صمدانى، زاهد و پارسا و سلمان زمان خود، آیت الله حاج شیخ محمّد شاهرودى است. وى فرزند اسماعیل، فرزند محمّدخان، فرزند هاشم، فرزند حاتم نمازى سعدآبادى شاهرودى است.

آیت الله نمازى پدر خود را این گونه مى ستاید:

ـ… کان ثقة عالماً زاهداً متّقیاً، مروجاً للاحکام الشّرعیه و مبلّغاً للشریعة الاحمدیة. آمراً بالمعروف و ناهیاً عن المنکر باذلاً قوّته و قدرته فى ذلک ازید من سبعین سنة… پدرم عالمى عامل و زاهد و پارسایى پرهیزکار و مروّج احکام دین مبین و مبلّغ شریعت احمدى بود، که تمام توان و قدرت خود را در این امر به کار برده و بیش از هفتاد سال از عمرش را در این راه گذاشت.([۱])

وى از جانب مراجع عظام آن زمان، همچون مرحوم آیت الله العظمى سیّد ابوالحسن اصفهانى (۱۳۶۵ هـ .ق.) و آیت الله سیّد محمّد فیروزآبادى داراى اجازه اجتهاد بود.

در وصف پدر بزرگوار حاج شیخ على نمازى این گونه آمده است:

«پدر وى آیت الله حاج شیخ محمّد نمازى شاهرودى (متوفّاى ۱۳۸۴ هـ .ق.) از عالمان عامل، و فقیهان متّقى و بصیر در دین، و حافظ اخبار و آثار بود، و از عالمان بزرگى چند، اجازه اجتهاد داشت و در تقوا و زهد سرآمد بود، و اوقات خویش را صرف نشر دین و تعلیم مردم مى نمود. وى را علاقه اى ویژه به ساحت قدس رضوى بود چنان که بیش از ۴۰ بار از شاهرود پیاده به زیارت آستان رضوى رفت. از آثار ایشان حاشیه اى بر بحارالانوار و حاشیه اى توضیحى بر نهج البلاغه است.».([۲])

مع الاسف حواشى ایشان بر «بحارالانوار» و «نهج البلاغه» هنوز به زیور طبع آراسته نشده است. وى بسیار متعبّد و دوستدار اهل البیت(علیهم السلام)بود و بارها به عتبات و بیت الله الحرام مشرف شد. سرانجام در آخرین سحر ماه مبارک رمضان (۱۳۸۴ هـ .ق.)، ایشان در حدود نود سالگى دار فانى را وداع گفت. روحش شاد باد!([۳])

تحصیل

وى ادبیات عرب و معانى بیان و منطق و سطوح را در زادگاه خود، نزد والد ماجدش، حاج شیخ محمّد نمازى و سایر استادان آن شهر فراگرفت. چون از استعدادى سرشار برخوردار بود، براى شکوفا شدن استعداد خود، رهسپار مشهد مقدّس شد و از خرمن فضل و دانش عالمان آن دیار، مخصوصاً حضرت آیت الله العظمى میرزا مهدى اصفهانى (متوفّاى ۱۳۶۵ هـ .ق.) بهره مند گردید.

وى در سن ۲۲ سالگى به درجه اجتهاد رسید، به گونه اى که فقه استدلالى خود را در همان اوان تدوین نمود.([۴])

او از شاگردان زبده مرحوم آیت الله العظمى آمیرزا مهدى اصفهانى بود. در سفرى که میرزا در سال (۱۳۶۳ هـ .ق.) براى معالجه به تهران مى رود، در بین راه، چند روزى هم در شاهرود، در منزل پدر آیت الله نمازى رحل اقامت مى افکند. در همان ایّام، مرحوم آیت الله حاج شیخ محمّد نمازى، از میرزاى اصفهانى سؤال مى کند: شیخ على، از نظر علمى به جایى رسیده است؟ مرحوم میرزاى اصفهانى مى فرماید: بله، ایشان مجتهدند.([۵])

آیت الله شیخ على نمازى مى نویسد:

الحمد لله الّذى وفّقنى للتّشرف بشرف محضره الشّریف و الاستفادة من مقامه الکریم مدّة تقرّب من خمسة عشرة سنة… الخ.

یعنى خدا را سپاس که توفیق تشرف به محضر استادم میرزا مهدى اصفهانى و استفاده از جنابش را در طول پانزده سال به من عطا کرد…

آرى، او فقه، اصول و معارف را از محضر این عالم ربّانى، در طول پانزده سال استفاده نمود و سرانجام بعد از رحلت این استاد گرانقدر، براى تکمیل مدارج علمى، به نجف اشرف هجرت کرد و مدّتى در جوار مولا امیرالمؤمنین(علیه السلام)مقیم شد و با استادان بزرگ فقه و اصول و مبانى آنان آشنا گردید و از محضرشان استفاده کرد. سپس براى اداى وظیفه وانجام رسالت تبلیغ، تدریس و هدایت مردم، به مشهد مقدّس بازگشت و تا پایان عمر بابرکت خود، در جوار على بن موسى الرضا(علیه السلام) اقامت گزید، و با کمال جدیّت، به انجام وظیفه و تعلیم و تربیت مشغول شد.

مرحوم نمازى در علم تاریخ نیز تبحّر داشت و علاوه بر زبان عربى با زبان فرانسه هم آشنا بود.

از خصوصیات دیگر وى خطّ زیباى اوست. وى کتاب هاى خطى خود را با آن مى نوشت. این کتاب ها هم اکنون به خطّ خود ایشان، به یادگار مانده است. امید است خدواند توفیق طبع آن ها را به فرزند ایشان حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ حسن نمازى عطا فرماید.

تألیفات

ایشان بیش از سى اثر علمى از خود به یادگار گذاشته که بعضى از آن ها هنوز به زیور طبع آراسته نشده است. آثار ایشان طبق آنچه در کیهان فرهنگى آمده این گونه است:

آثار چاپ شده

۱٫ مستدرک سفینة البحار

این کتاب در ۱۰ جلد و در طىّ سى سال زحمات بىوقفه آیت الله نمازى تألیف شده و عناوین و مطالبى که از مؤلّف کتاب سفینة البحار فوت شده در آن تکمیل شده است. این اثر پس از تکمیل، به ارباب علم و ادب تقدیم گردیده است. امتیازات این کتاب: ۱٫ آدرس مطالب و احادیث به «بحارالانوار» چاپ قدیم و جدید هر دو، ارجاع داده شده است. ۲٫ مطالب و مباحث کتاب عظیم «الغدیر» علاّمه امینى و «احقاق الحق» قاضى نورالله شوشترى و کتابهایى از اهل سنّت در آن فهرست وار بیان شده است.

۲٫ مستدرکات علم رجال الحدیث

در این کتاب ۸ جلدى، نام هزاران راوى از روات احادیث شیعه و مشایخ حدیث، که در کتاب هاى دیگر ذکر نشده، آمده است. حتّى علاّمه ممقانى، که مدّعى است کتاب رجالش از کتاب هاى دیگران بى نیاز است به این راویان دست نیافته و آن ها را نیاورده است.

۳٫ ابواب رحمت

این اثر درباره خداشناسى، نبوّت، امامت، فروعات دین و مکارم اخلاق است.

۴٫ الاعلام الهادیة فى اعتبار کتب الاربعة

۵٫ الاحتجاج بالتّاج على اصحاب اللّجاج

۶٫ تاریخ فلسفه و تصوّف

۷٫ مناسک حج

۸٫ رساله تفویض

این رساله در مورد تفویض امور دین و تشریع، از سوى خداى متعال به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه طاهرین(علیهم السلام) به نگارش درآمده است.

۹٫ رساله علم غیب امام (علیه السّلام)

۱۰٫ رساله نور الانوار

که شرح خلقت حضرت رسول و ائمه اطهار(علیهم السلام) است.

۱۱٫ اصول دین

درباره اصول پنجگانه و روایاتى که از خاصه و عامّه، در تصریح نام دوازده امام(علیهم السلام) آمده، تألیف شده است.

۱۲٫ ارکان دین

۱۳٫ اثبات ولایت

۱۴٫ قرآن و عترت در اسلام

۱۵٫ زندگانى حبیب بن مظاهر اسدى

۱۶٫ تاریخچه مجالس روضه خوانى و عزادارى

۱۷٫ مستطرفات المعالى

این کتاب در علم رجال نگاشته شده و مؤلّف شیعه، در آن، رجال ابوعمرو کشّى سمرقندىرا مرتب کرده و راویان بسیارى را که در آن کتاب نیامده، به آن افزوده است.

آثار خطى

۱۸٫ روضات النّظرات

این اثر ده جلدى، موضوعش فقه استدلالى است و شامل ابواب عبادت، مثل صلاة، صوم، حج…و بیشتر ابواب این کتاب در مورد معاملات است، مثل: بیع، حواله، لقطه، صید و ذباحه، ارث و وصیّت، نذر، حَلف، حدود، و احکام اراضى.

۱۹٫ مجموعه اى در طبّ

۲۰٫ معرفة الاشیاء (طّب گیاهى)

۲۱٫ معارف الهیّه (دوره کامل)

۲۲٫ حاشیه بر تفسیر برهان

این اثر مشتمل بر احادیثى است که صاحب «تفسیر برهان» به آن ها دست نیافته است.

۲۳٫ حاشیه بر «رجال» شیخ طوسى و تصحیح آن

۲۴٫ حاشیه بر «رجال» علاّمه مامقانى

۲۵٫ حاشیه بر «رجال» آیت الله سیّد ابوالقاسم خویى

۲۶٫ حاشیه بر «بحارالانوار»

۲۷٫ حاشیه بر «حدائق»

۲۸٫ حاشیه بر «جواهر الکلام»

۲۹٫ حاشیه بر «وقایع الشهور»

۳۰٫ حاشیه بر «رساله رجبیّه»

«رساله رجبیّه» تالیف محدّث آیتى بیرجندى، صاحب کتاب معروف «کبریت الاحمر» و درباره آداب اهل منبر تالیف شده است.([۶])

۳۱٫ بحرالغرائب فى العلوم الغریبه

۳۲٫ رساله آداب سفر آخرت

۳۳٫ رساله تحفة الاحیاء

۳۴٫ رساله فى علاج مرض الوسوسة

۳۵٫ حاشیه بر بصائر الدرجات

مرحوم نمازى براى احیاء دین، از هیچ کوششى دریغ نمى کرد و دعوت برادران دینى را اجابت مى نمود.

وى آورده است:

به مقتضاى حدیث نبوى(صلى الله علیه وآله): الدّال على الخیر کفاعله و احادیث قضاء حاجت مؤمنین، این حقیر فقیر، على بن محمّد بن اسماعیل النّمازى الشّاهرودى، درخواست جمعى از مؤمنین را اجابت نمودم و تعدادى از ارکان، احکام دین را در سلک تحریر آوردم. آن را به: «ابواب رحمت» نامگذارى کردم، امیدوارم استفاده کنندگان، حقیر را فراموش نکنند و براى حقیر دعا و طلب رحمت بنمایند.

باب اوّل که اعظم تمام ابواب است و به عظمت او چیزى نمى رسد، بعد از ایمان به خدا و پیغمبران علیهم السّلام اعتقاد به ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام و ائمّه دین است…([۷])

ایشان در مقدمه کتاب «زندگانى حبیب بن مظاهر اسدى» مى نویسد:

و بعد چنین گوید این بنده بى بضاعت، على بن محمّد بن اسماعیل نمازى شاهرودى، که بعضى از خوبان بندگان پروردگار، صاحب فضل و کمال جناب آقاى حاجى میرزا اسدالله اسکندرى یزدى دام توفیقه و تأییده از این حقیر درخواست فرمودند که مختصرى از احوالات یگانه شخص برجسته فداییان، سیّد مظلومان، حسین بن علىعلیه السلام، جناب سیّد ابرار و فخر اخیار حبیب بن مظاهر اسدى را بیان نمایم و با اعتراف به عدم لیاقت خود، اقدام و از پروردگار جهان و خداوند مهربان یارى مى خواهم که مرا اعانت فرماید که خدمتى به این شخصیّت بزرگ نمایم.

و ما توفیقى الاّ بالله علیه توکلت و هو حسبى و نعم النّصیر.

سجایاى اخلاقى

آیت الله نمازى، عالمى اهل عمل و دائماً ملتزم به وظائف شرعى و مقید به نوافل روزانه بود. وى در اقامه نماز، مخصوصاً نماز جماعت اهتمام زیادى داشت، در انجام مستحبات، کوشا، حتّى براى غسل روز جمعه، اهمیّت ویژه اى قائل بود.

در خلق و خو و مکارم اخلاق، بى نظیر بود، زهد، تقوا، ورع، و فروتنى او زبانزد همگان بود.

وى واعظى توانا و در نقل احادیث اهل البیت و اقامه مجالس عزادارى و توسل به ذیل عنایات آنان سعى بلیغ داشت.

در مسجدى که ایشان اقامه جماعت داشت (مسجد حاج رجب معروف به مسجد محمّدى ها) شب ها مجالس وعظ و سوگوارى برقرار بود. هنگام روضه خوانى اشک بر گونه هایش جارى، بلکه هر وقت نامى از ائمه(علیهم السلام)، مخصوصاً امام صادق(علیه السلام) برده مى شد با جمله السّلام علیکم یا اهل بیت النّبوة، زبانش ثناگوى اهل بیت(علیهم السلام) بود.

ایشان بسیار خوش برخورد و خوشخو و با همگان، مخصوصاً فرزندان خود برخورد محترمانه داشت. به صله رحم اهمیّت زیادى مى داد و برادران وى، مخصوصاً حاج شیخ اسماعیل نمازى، که از عالمان معروف شاهرود است به او بسیار احترام مى گذاشت.

آیت الله نمازى در مطالعه و تألیف بسیار کوشا بود.

وى در کودکى حافظ کلّ قرآن کریم شد و با استفاده از این حفظ و حظّ وافر، تسلّط کافى بر آیات و تفسیر داشت. ایشان مى فرمود:

سه مرتبه دوره کامل بحارالانوار را، جهت استدراک احادیث سفینة البحار و دو مرتبه جهت استدراک رجال حدیث، مورد مطالعه قرار دادم. حاصل این مطالعات وسیع و دقیق و گسترده، همراه با تتبّع در کتاب شریف «الغدیر» و «احقاق الحق» و کتاب هاى دیگر، تألیف دو کتاب بزرگ: «مستدرک سفینة البحار» در ده جلد و «مستدرکات علم رجال الحدیث» در هشت جلد مى باشد، که به زیور طبع آراسته شده است.([۸])

مناظرات

از خصوصیات این عالم فرهیخته، تبحّر و مهارت در مناظره با فرقه هاى مختلف است. ایشان با تسلّط بر کتاب هاى معتبر آنان، به مباحثه و مناظره مى پرداخت و آنان را متقاعد و مجاب مى کرد.

بحث هاى طولانى و مستمر ایشان در ایّام حجّ، در عربستان سعودى، در سال هاى مختلف، آثار بسیار ارزنده اى به دنبال داشت و ثمره این مناظرات و مباحثات، هدایت یافتن عدّه زیادى از مسلمانان پاکستان و هندوستان و کشورهاى دیگر بود.

در نگاه دیگران

ایشان در شناخت حدیث و رجال آن از نوادر روزگار به شمار مى رفت و به تعبیر حضرت آیت الله مرعشى نجفى:

علاّمه نمازى، مجلسىِ زمان خود بود.

خاطرات

فرزند ایشان حاج محمّد آقا نوشته اند:

یکى از دوستان مرحوم اَبَوى، در فصل تابستان، ما را به باغ خود دعوت نمود، بعد از حضور در باغ و پذیرایى، ایشان داستانى را از مرحوم والد، آیت الله نمازى نقل کرد و ما را بر سر چاهى برد که آبیارى باغ و زمین ها توسط آن انجام مى شد.

او این گونه گفت: من در این باغ اقدام به حفر چاه نمودم ولى هر چه کندیم به آب نرسید، در جاهاى مختلف چاه کندیم امّا به ته چاه که مى رسید قلوه سنگ هاى بزرگى پیدا مى شد و آب نبود، از این امر خسته و نگران شدم و متحیّر بودم که چه کنم. روزى به عنوان درد دل، خدمت والد شما رسیدم و جریان را بیان کردم، ایشان نسبت به من تلطّف کردند و گفتند شما یک ساعت به اذان صبح مانده بیا منزل، تا جواب شما را بدهم. من، همان وقت خودم را به در منزل رساندم، ولى مردّد بودم، زنگ منزل را بزنم یا نه. با خودم گفتم، این موقع شب، ممکن است مزاحمت باشد و زنگ نزدم ناگهان در باز شد و آقا فرمود: من خودم گفتم بیا، چرا زنگ نزدى! سپس ایشان یک کاسه چینى به من داد و گفت: برو سر چاه و پس از اداى نماز، مقدارى آب داخل کاسه بریز و آن را داخل چاه خالى کن، انشاءالله چاه، به آب خواهد رسید. من طبق دستور عمل کردم و صبح همان روز کارگر آوردم، او مشغول حفّارى شد و در همان ابتداى کار، خبر به آب رسیدن چاه را به من دادند. این چاه هنوز هم پس از گذشت سال ها، پر آب و مورد استفاده است و من این را از الطاف و عنایات والد شما مى دانم.

رحلت

سرانجام این عالم ربّانى و خدمتگزار دین و مسلمانان، در دوّم ماه ذیحجّه (۱۴۰۵ هـ .ق.) مصادف با (مرداد ۱۳۶۴ هـ .ش.)، در مشهد مقدّس، دیده از جهان فروبست و پیکر شریفش از کنار مسجد محمّدى ها ـ که امامت جماعتش را به عهده داشت ـ با شکوه هر چه تمام تر به سوى حرم مطهّر رضوى علیه الاف و التّحیة و الثّناء تشییع شد و پس از اداى مراسم، در یکى از حجره هاى ضلع شمال شرقى صحن آزادى (صحن نو)، به خاک سپرده شد. رحمت خداوند بر او و بر همه عالمان عامل و ربّانى، همیشه ریزان باد.([۹])([۱۰])


[۱]. مستدرکات علم الرّجال، ج ۶، ص ۴۶۶، رقم ۱۲۷۲۷٫

[۲]. مجله کیهان فرهنگى، سال یازدهم،ش۹و۱۰،ص۱۴٫

[۳]. مستدرکات علم الرّجال، ج ۶، ص ۴۶۸٫

[۴]. کتاب روضات النّظرات، فقه استدلالى ایشان و در ۱۰ جلد و در ابواب مختلف فقه «عبادات و معاملات» نگاشته شده است.

[۵]. مصاحبه با حاج آقا جلال مروارید، اخوى حضرت آیت الله العظمى حاج حسنعلى مروارید ساکن مشهد. در این سفر حاج آقا جلال و مرحوم شیخ زین العابدین تنکابنى، مرحوم میرزا را همراهى مى کردند و این سفر حدوداً هفت ماه طول کشید.

[۶]. کیهان فرهنگى، سال یازدهم، شماره ۹ و ۱۰، ص ۱۵٫

[۷]. ابواب رحمت، آیت الله شیخ على نمازى، ص ۱۴٫

[۸]. کیهان فرهنگى، سال یازدهم، شماره ۹ و ۱۰، ص۱۴٫

[۹]. کیهان فرهنگى، سال یازدهم، شماره ۹ و ۱۰، ص ۱۶٫

[۱۰]. مخفى نماند که شرح حال این عالم بزرگ، در جلد ۹ گنجینه دانشمندان، ص ۳۸۶، و سیماى شاهرود ص ۱۱۵ به طور مختصر آمده است.