سعید شیری: یکی از راه‎های بررسی وضعیت اجتماعی و سیاسی قیام عاشورای حسینی در سال ۶۱ هـ توجه به خطبه‎هایی است که امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا و بعد از ماجرای عاشورا امام سجاد(ع) و سایر اهل عترت(ع) بیان فرمودند.

در جمع‎بندی جملات این بزرگواران به این نتیجه خواهیم رسید که جامعه آن زمان با معضلات معرفتی، سیاسی و اجتماعی مواجه بودند که برای هر کدام می‎توان به صورت مصداقی دلایلی آورد و به دید عبرت به آنها نگریست.
در این بخش با بررسی خطبه امام سجاد(ع) می‎توان اوضاع سیاسی، اجتماعی و عقیدتی آن دوران را متوجه شد که در این بخش به برخی از فرازها اشاره می‎کنیم.

امام سجاد(ع) در بخشی از خطبه‎های خود در مسجد کوفه ابتدا با بیان فضیلت خطبه را آغاز کردند به این صورت که فرمودند: «ای مردم، به ما شش خصلت عطا شده و هفت خصلت موجب فضیلت و برترى ما گردیده است. آن شش خصلت عبارتند از: علم، حلم، شخصیت، فصاحت، شجاعت و محبوب القلوب مؤمنین بودن؛ أَیُّهَا النَّاسُ أُعْطِینَا سِتّاً وَ فُضِّلْنَا بِسَبْعٍ أُعْطِینَا الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ وَ السَّمَاحَةَ وَ الْفَصَاحَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْمَحَبَّةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِین».
آن هفت خصلتى که باعث برترى ما هستند عبارتند از: اینکه محمّد مختار صلّى اللَّه علیه و آله، صدیق یعنى حضرت امیر، طیار، حمزه و دو سبط این امت از ماست؛ وَ فُضِّلْنَا بِأَنَّ مِنَّا النَّبِیَّ الْمُخْتَارَ مُحَمَّداً وَ مِنَّا الصِّدِّیقُ وَ مِنَّا الطَّیَّارُ وَ مِنَّا أَسَدُ اللَّهِ وَ أَسَدُ رَسُولِهِ وَ مِنَّا سِبْطَا هَذِهِ الْأُمَّةِ».

مکر معاویه زمینه‎ساز گمراهی مردم در زمان قیام امام حسین(ع)
با توجه به این فرازها متوجه خواهیم شد که مردم آن دوران شناختی نسبت به اسرای کربلا و اهل بیت عصمت و طهارت نداشتند و تنها آنها را خارجی می‎شناختند و یا عده کمی ایشان را می‎شناختند و این تبعه رفتارهایی است که معاویه ملعون در حق اهل بیت عصمت و طهارت داشت. او با حصر رسانه‎ای مردم شام، ضمن اینکه خود را خلیفه رسول خدا معرفی کرده بود، تصویر نامناسبی از امیرالمؤمنین(ع) و فرزندان ایشان به مردم ارائه داده بود. از سوی دیگر با پیگیری منع کتابت حدیث که آغاز آن از دوران خلیفه اول اهل سنت بود، بسیاری از فضایل اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به فراموشی سپرده شده بود و به تبع آن بسیاری از معارف ناب الهی در دسترس نبود و عملاً جامعه مسلمان و به خصوص شیعی آن دوران به سمت عمق رذالتها پیش می‎رفت تا جایی که اوج این ناملایمتی‌ها را در دوران امام حسن مجتبی(ع) شاهدیم.

در دوران امام حسن مجتبی(ع) همان طور که تاریخ ثبت کرده است، بسیاری از خواص حضرت از اطراف ایشان پراکنده شدند و یا توسط معاویه تطمیع شدند. تطمیع، تهدید و تزویر از جمله ابزارهای معاویه برای دور کردن مردم ا زاهل بیت عصمت و طهارت(ع) بود.

خطبه امام سجاد(ع) فرصتی برای یادآوری جایگاه والای عترت(ع)
بنابراین در چنین شرایطی امام حسین(ع) فرمودند من برای اصلاح امت جدم پیامبر(ص) خروج می‎کنم و ماجرای قیام امام حسین(ع) و شهادت ایشان باعث شد باب بسیاری از معارف به روی عالم باز شود که در این راستا خطبه‎های امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) بسیار مؤثر واقع شد. بنابراین امام سجاد(ع) از این فرصت استفاده کردند و ضمن بیان فضیلت و معارف عترت(ع)، یادآور جایگاه خود نزد پیامبر اکرم(ص) شدند.

ماجرای خطبه‎های معارفی امام سجاد(ع) شاید اکنون برای ما این درس را داشته باشد در دورانی که جامعه به واسطه تبلیغات دشمنان و بیگانه‌گان و شبهه‎افکنی‎های آنان با رکود دینی و فرهنگی مواجه است و از سوی دیگر همین دشمنان سعی در تخریب چهره اهل بیت عصمت و طهارت(ع) دارند، در چنین فضایی مردم را باید با فضیلت عترت(ع) مواجه کرد که مراسمهای مذهبی و مساجد فرصت بسیار مناسبی برای این امر خواهد بود. متأسفانه اکنون در مساجد و محافل مذهبی بیشتر از آنکه به ذکر فضایل و مناقب عترت(ع) پرداخته شود، به مسائل جانبی آن یعنی عزاداری و موعظه‎گری‎ها پرداخته می‎شود. در واقع به بهانه عزاداری و ماتم بر شهادت امام حسین(ع) و سایر عترت(ع) باید معارف و فضایلی از امامان معصوم(ع) بیان شود که مردم جایگاه و شأن این بزرگواران را در حد گریه و عزاداری ندانند. این همان کاری است که امام سجاد(ع) در مجلس یزید انجام داد و بسیار هم مؤثر واقع شد و فطرتهای خاموش را بیدار کرد. در این خطبه مشاهده می‎کنیم بیشتر فرازهای خطبه امام سجاد(ع) بیان جایگاه و ویژگی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بود و از اینگونه رفتارها در سیره عترت(ع) به وفور می‎بینیم.

در بخشی از این خطبه می‎خوانیم:‌ «أَنَا ابْنُ صَالِحِ الْمُؤْمِنِین‏ وَ وَارِثِ النَّبِیِّینَ وَ قَامِعِ الْمُلْحِدِینَ وَ یَعْسُوبِ الْمُسْلِمِینَ وَ نُورِ الْمُجَاهِدِینَ وَ زَیْنِ الْعَابِدِینَ وَ تَاجِ الْبَکَّائِینَ وَ أَصْبَرِ الصَّابِرِینَ وَ أَفْضَلِ الْقَائِمِینَ مِنْ آلِ یَاسِینَ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ أَنَا ابْنُ الْمُؤَیَّدِ بِجَبْرَئِیلَ الْمَنْصُورِ بِمِیکَائِیلَ أَنَا ابْنُ الْمُحَامِی عَنْ حَرَمِ الْمُسْلِمِینَ وَ قَاتِلِ الْمَارِقِینَ وَ النَّاکِثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ وَ الْمُجَاهِدِ أَعْدَاءَهُ النَّاصِبِینَ؛ من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبیا و از بین برنده مشرکان و امیر مسلمانان و فروغ جهادگران و زینت عبادت کنندگان و افتخار گریه کنندگانم، من فرزند بردبارترین بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بیت پیامبر هستم، من پسر آنم که جبرئیل او را تأیید و میکائیل او را تأیید کرد. من فرزند آنم که از حرم مسلمانان حمایت فرمود و با مارقین و ناکثین و قاسطین جنگید و با دشمنانش مبارزه کرد».

منبع:تسنیم