بمناسبت روز عفاف وحجاب:چند نکته در مقوله کشف حجاب/مصطفی واحدی فعال فرهنگی

حجاب مقوله است چند ساحته و تقریبا ویترینی است از اعتقادات مردم، نگاه کردن به مسئله بی حجابی اگر درمانش در بستر اعتقادی یافت نشود، نگاه کردنی سطحی و تلذلی و احتمالا با حاکمیت احساس است.
مقوله کشف حجاب رضا خانی در سال ۱۳۱۴ و در مقابل آن تحرکاتی مردمی همچون قیام مسجد گوهرشاد، حرکتی است از بطن اعتقادات مردم آن روز و باید تاریخ فرهنگ و سطح فرهنگی مردم آن روز نیز توجه کرد. اگرچه کشف حجاب در آن زمان ایجاد شک و هنجار شکنی به حساب می آمد و جریان خروشان ملی را به حرکت درآورد اما در مملکت رضا خانی پیوست داشت و این امر از آن حکومت ملعون و فاسد چیزی شگفت نبود و جنس این کاراست کاملا مبارزه با اعتقادات مردم بود اینکه می بینید در نوروز ۱۳۰۷ در ساعت تحویل در حرم کریمه اهل بیت برای اولین بار خاندان سلطنتی کشف حجاب می کنند قضیه ای تصادفی نیست بلکه کاملا کارشناسی شده در زمان و مکان مقدس از نظر اعتقادات ما این کار انجام می گیرد و …
جنگ با حجاب از اول تا به حال جنگ با عقیده است.
حجاب مانیفست انسانیت زن است و مبدا تحولات جامعه و بی حجابی دقیقا مبدا است برای استحاله اعتقادات، در نقشه ها و برنامه های استراتژیک خلع سلاح کردن جامعه اسلامی عملیات در مورد حجاب از جایگاه ویژه ای برخوردار است چه در بندهای پروتکل یهود و چه در به تغییر حاکمیت آندلس و جدید ترش در مقابله با نظام جمهوری اسلامی .
پس نکته اول اینکه ما باید هنجار یا ناهنجاری حجاب را اعتقادی ببینیم و قداست حجاب را در کنار نماز بالا ببریم نه اینکه با خلق قانون و تنزل امر حجاب به یک امر ملی و یک امر حکومتی آن را به پوشش معتقدین به نظام جمهوری اسلامی و یا بی حجابی را به منزله مخالفت با نظام جلوه داد که البته متاسفانه در حال حاضر این چنین منظری به مقوله حجاب در جامعه ما وجود دارد.
نکته دوم عملکرد محجبه هاست که در تبلیغ حجاب و تایید آن بسیار اهمیت ویژه ای دارد، در جامعه ی اسلامی که یکی از محورهای آن اخلاق است، به هیچ وجه از پرچمداران این جامعه بی اخلاقی پذیرفته نیست. متاسفانه عملکرد ما مذهبی ها به پای اسلام نوشته شده و عکس العملی جدی و زودهنگام را در بر خواهد داشت
نکته سوم نگاه دقیق به مسئله بی حجابی در جامعه حال ماست، جنس بی حجابی در در زمان رضا خان با زور است و با کشتن و با چادر از سر کشیدن و جنس بی حجابی در جامعه ما تمایل است و تشویق و با افتخار چادر از سر کنار گذشتن است.
بلایی که تهاجم فرهنگی در حکومت اسلامی بر سر ما آورد، رضا خان قلدر فاسد در حکومت پهلوی و پایان قجری نتوانست بر سر ما بیاورد.
تهاجمی که از جنس تجدد و غرب گرایی بود و در سه لایه فسخ،نسخ و مسخ کاملا جدی عمل کرد و نتیجه اش را در ظواهر اجتماعی و ارتباطی مردم می بینید
فسخ یعنی جدایی از ارزشها و نسخ یعنی جایگزینی ارزشهای جدید به جای ارزش های اصیل و مسخ یعنی تغییر ماهیت ها بر اساس ارزش های جدید.
ما امروز با معظل بی حجابی در هرسه لایه آن رو برو هستیم و اگر برای مبارزه با آن به تولید ارزش فکر نکنیم کاری نکرده ایم.
نکته چهارم که در مقدمه هم به آن اشاره کردم باید معضل بی حجابی را در اعتقادات روانکاوی و واکاوی کرد و متاسفانه ما در برابر این معضل چند سالی است که به جای برنامه ریزی دقیق عقیدتی و تربیتی به داد زدن در خیابان و تجمع و راهپیمایی و برگزاری همایش و سخنرانی بسنده کرده ایم و اگر واقعا نگاهی بلند مدت و تربیت محور در امر حجاب نداشته باشیم صد سال دیگر با این کارهای سطحی و احساسی بجز تخلیه انرژی و یا فرار از وجدان و ارضای نفس چیز دیگری برای ما عاید نخواهد شد. البته این حرکات اجتماعی و صف بندی مردمی در جای خودش و در پازل برنامه های بلند مدت خالی از فایده نیست.
و نکته آخر که باز هم به این نتیجه می رسیم که باید نگاهی تخصصی به امور فرهنگی داشت و مخصوصا که بی حجابی ناشی از تغییر باورها و ارزشهاست و ما نمی توانیم با مقابله ها و صف بندی های احساسی به بازگشت باورها و ارزشها دست یابیم.