امام علی(ع) در وصیت به فرزندشان محمدبن حنفیه فرمودند: «بدان که زبان، سگ گزنده‌ای است که اگر رهایش کنی، گاز می گیرد و بسا سخنی که سلب نعمت می کند. پس نگهبان زبان خویش باش؛ همچنان که نگهبان طلا و نقره ات هستی.»

آیت الله مجتهدی در شرح این حدیث می‌گوید: زبان خیلی خطرناک است؛ خطری که زبان دارد، هیچ یک از اعضا و جوارح انسان ندارد، صبح به صبح، زبان آدم از اعضا و جوارح او احوالپرسی می‌کند، اینها با هم فامیل هستند.

وی در ادامه حدیثی از امام سجاد را نقل کردند: امام زین العابدین(ع) فرمودند: «زبان فرزند آدم هر روز به بقیه اعضای بدن می‌گوید: «شما چگونه صبح کردید؟» آنها می‌گویند: « با خیر و خوشی، البته اگر تو ما را به حال خویش واگذاری!» و جمله اعضای بدن به زبان می‌گویند : «خدا را، خدا را که مزاحم ما نشو، همانا ما به وسیله تو پاداش گرفته و به وسیله تو کیفر می‌شویم.»

آیت الله مجتهدی افزود: سال شصت و سه قمری، در قم استاد اخلاقی داشتیم به نام «حاج آقا حسین فاطمی» سیدی بود با ریش حنایی، ما عاشق ایشان بودیم و شب های جمعه به منزلشان می رفتیم و او برای ما درس اخلاق می‌گفت. یکی از موعظه‌های ایشان این شعر بود:

صمت و جوع و سهر و زلت و ذکر به دوام، ناتمامان جهان را کند این پنج تمام
این شعر خودش یک کتاب است؛ صمت، یعنی سکوت، انسان زیاد حرف نزند؛ جوع یعنی گسنگی، انسان زیاد پرخوری نکند؛ سهر یعنی سحر خیز باشد؛ عزلت یعنی از مردم دنیا کناره گیری کند، با مردم دنیا زیاد ارتباط نداشته باشد، در عوض با مردمی که اهل مسجد و آخرت هستند، رفیق شود؛ ذکر به دوام، یعنی انسان به طور دائم یاد خدا کند؛ اگر کسی به این پنج چیز عمل کند، ناتمامان جهان را کند این پنج تمام. یک کتاب اخلاق است.

منبع: احسن الحدیث